X
تبلیغات
مردم در سیاست ایران: معرفی کتاب
نوشته های کیقباد بهدین
اروند آبراهامیان یکی از اساتید تاریخ معاصر خاورمیانه و ایران با پژوهش های علمی و متمرکز کتابی ارزشمند را نوشته است. در این کتاب در پنج دوره اخیرتاریخ ایران نقش مردم در تعیین سرنوشت کشورمورد بررسی قرار گرفته است.
در این کتاب بیان شده که جامعه ایرانیان زرتشتی نخستین گروهی دینی-قومی بودند که پس از انقلاب مشروطه ضمن نوشتن عریضه "خواهان برخورد یکسان با همه شهروندان صرف نظر از کیش و اعتقاد" شدند که البته به سبب نفوذ محافظه کاران راه به جایی نبرد. می دانیم این کار شجاعانه که در واقع پس از تحمل حدود 1400 سال ظلم و نابرابری رخ داد حاصل تلاش گروهی به راهبری ارباب جمشید است. داشتن یک راهبر شجاع و نترس می تواند جامعه را تاریخ ساز کند.
این مجموعه که چکیده مطالعات وسیع منابع اطلاعاتی انگلستان و کتب مورخان ایرانی و مطالب وقت رسانه های خارجی است نکات قابل تاملی در خود دارد. در این کتاب نشان داده شده که در انقلاب مشروطه چگونه مشروطه خواهان، گروه مخالف مردم را دست کم یا به عبارتی "عوام مردم" فرض گرفته اند و بدین ترتیب نقش آنها را به عنوان گروهی از مردم ایران از یاد برده اند. در این کتاب مذهب و مشکلات اقتصادی (قیمت نان) مهمترین عواملی شمرده شده که در طول انقلاب مشروطه فقرا به سمت دربار و شاه متمایل کرد که البته نتوانستند مشروطه را شکست دهند اما در ادامه:"مناطق طبقه متوسط نشین کانون های انقلاب باقی ماندند و زاغه نشین های فرودست تبدیل شدند به خاکریزهای ضدانقلاب" مشروطه. در ادامه آبراهامیان نشان می دهد که تا وقتی فقرا با انقلابی ها همدست نشوند انقلابی در ایران پیروز نمی شود.
نقش روحانیون در تاریخ معاصر ایران زیاد بود اما قضاوت درباره آن با شما. "در تبریز عوامل مذهبی ستیز میان داراها و ندارها را تشدید کردند" به عبارت دیگر چون متشرعین سنتی از طبقه فرودست بودند و انقلابی ها از شیخیه، مذهبی ها می توانستند در سرنوشت انقلاب نقش مهمی بازی کنند.
آبراهامیان نشان داده تظاهرکنندگان ایرانی مانند سایر ملل خردگرا بوده اند. یعنی تا وقتی به آنها تیراندازی نشود یا گرسنگی رنج شان ندهد عدم خشونت را سرلوحه حرکت اعتراضی خود قرار می دهند. اگرچه همواره حکومت کوچکترین خرابی ناشی از حرکت مردم را با بزرگنمایی نشان داده  و می دهد. هر وقت تظاهرکنندگان می دیدند شعارها با منافع گروهی آنها یکی نیست از آن گروه می کندند و به گروه دیگر می پیوستند یعنی منطقی و عقلانی رفتار می کردند.
در این کتاب که بازار و روحانیون را دو قطب قدرتمند ایران می داند و صاحب منصبان نظامی را افراد تکیه داده بر جایگاه قدرت، انقلاب مشروطه جنبشی برخاسته از بازار معرفی شده است که مذهبی ها آن را حمایت معنوی می کردند و چند روشنفکر در غرب تحصیل کرده نظریه پردازهای آن بودند. 
وقتی بعد از انقلاب مشروطه باز هم نان گران شد فقرا بیش از پیش از انقلابی ها دور شدند. "شکاف میان شان را منافع مالی نمایندگان از مجلس شورا وسیع تر کرد". به عبارت دیگر در آن دوران هم پیروی نمایندگان از منافع  مالی خود مردم را از آنها دور کرده است.
نخستین تظاهرات مدرن ایران را جمهوری خواهان ( سیصد نفر با پیراهن قرمز) شکل دادند که البته با شکست روبرو شد که "نشانه ای است از عقب ماندگی اقتصادی، اجتماعی، و همچنین سیاسی مملکت در سال 1303."
اما تظاهرات سلطنت طلبان در آخرین روزهای صدارت مصدق: " به چشم شاه، تظاهرکنندگان نماینده ی مردم بودند. به چشم مخالفان، نماینده چیزی نبودند جز یک مشت گردن کلفت و مرتجع هایی معمم که سی آی ای به آنها پول داده بود." آبراهامیان معتفد است حقیقت هم همین بوده است.
این کتاب به مقایسه مردم فرانسه، انگلیس و ایران پرداخته است به لحاظ رفتار موقع تظاهرات. آمار نشان می دهد تظاهرکنندگان هر سه کشور بجز به وقت گرسنگی و قحطی از خونریزی پرهیز می کردند و تازه اگر هم خشونت به خرج می دادند به ویرانی و تخریب املاک و بناها می پرداختند. اما در اکثر تظاهرات ها عوامل حکومتی خون می ریختند و می ریزند. در ادامه آبراهامیان نشان می دهد که هر جا خشونتی توسط تظاهرکنندگان رخ داده به تحریک عمال لباس شخصی حکومت ها بوده است.
بخشی از این کتاب به نقش مردم در انقلاب 1357 اختصاص دارد. سرچشمه این انقلاب در مهر سال 1356 شکل گرفت زمانی که "<عفو بین الملل> ایران را دارای بیشترین میزان حکم اعدام در منیا معرفی کرد و محروم از نظام سالم دادگاه های مدنی و صاحب تاریخی از شکنجه های آدم هایی با اعتقادات متفاوت." در این بین نظریکی از ماموران ام آی 6 انگلیس در ایران درباره شعارهای مردم در تظاهرات 1356 شنیدنی است: "شکر که سنت آزاداندیشی ایرانی حفظ شده است و زنده و سرحال است. ما داریم زبان واقعی فارسی را دوباره می شنویم." این رضایت مامور انگلیسی و باقی ماجرا بسیار معنادار به نظر می رسد! در این بین شاه واکنش نشان می دهد و کل تحرک را "نقشه چنان پیچیده و ماهرانه" قلمداد می کند که حتما باید کار سی آی ای یا ام آی6 باشد. این در حالی است که در آن زمان قدرتمندترین مخالف شاه حزب توده و کا گ ب بود ولی شاه که تجربه پشت پرده کودتای 1332 را خوب می داند نظرش این است که سی آی ای یا آم آی6 طراح هستند. به نکات بالا نظرات گلابدره ای را هم باید افزود که مردم احترام زیادی برای رادیو در کل و مشخصا رادیو بی بی سی قایل بودند (هنوز هم بسیاری از مردم به بی بی سی بیشتر باور دارند!!). او می نویسد همه هر روز بی بی سی گوش می دادند و چنان وابسته شده بودند که انگار آفتاب صبح است.
مردم در روز 12 بهمن 1357 به خبرنگاران آمریکایی گل میخک می دادند و از آنها تشکر می کردند که امکان بازگشت آیت ا.. خمینی به ایران را فراهم کرده اند!! در ادامه آبراهامیان می گوید: "آیت ا.. خمینی اشتباه مصدق را مرتکب نشد که از هوادارانش خواسته بود در خانه هاشان بمانند که فرصتی طلایی به نظامیان داد تا صاحب قدرت شوند."
بخش آخر کتاب به کمونیست های ایران اختصاص دارد و حاوی نکات بسیار جالبی درباره قومیت و زبان و تاثیر آنها در آغاز و ادامه خشونت و خونریزی است. آبراهامیان درباره ارانی به عنوان پدر معنوی حزب توده در ایران می نویسد: "در عین این که از مدرنیزاسیونی سریع و پرشتاب دفاع می کرد، طرفدار حذف کلمات بیگانه از زبان فارسی، احیای آرمان های زرتشت و ایجاد و برقراری حکومت مرکزی هم بود و ادعا می کرد امپراتوری ساسانیان چنین دم و دستگاه و مناسباتی داشته".
حیفم آمد که جملات قطعنامه یکی از نخستین کنگره های سراسری حزب توده را از قول این کتاب بازنویسی نکنم: "حقوق اجتماعی برابر برای همه ی ملت ایران، صرف نظر از دین و قومیت" و"آزادی تحصیلی و مذهبی کامل اقلیت ها" دو نکته بسیار مهمی هستند که در این قطعنامه به آن اشاره شده است و به نظر می رسد هنوز با گذشت سال های طولانی همین خواست های اولیه توده مردم ایران نیاز به بلوغ بیشتر سیاستمداران دارد. 
کتاب "مردم در سیایت ایران" را بهرنگ رجبی به خوبی به فارسی برگردانده و نشر چشمه آن را منتشر کرده است. 
|+| نوشته شده در یکشنبه ۹ آبان ۱۳۹۵ساعت ۱۸:۱۷ توسط کیقباد بهدین نظر(0)
بالا