X
تبلیغات
پسته فروشی که شاه شد
نوشته های کیقباد بهدین
بعد از هشتاد دقیقه بالاخره دستور قطع احیا (ی قلبی- ریوی) داده شد. اهر درگذشت.

این جمله ای بود که حدود ساعت 19:30 دقیقه در یکی از آلوده ترین روزهای هوا به دست مردم رسید. در حالی که فکر می کردند جزو نخستین نفراتی بودند که از این خبر آگاه شدند بعدا فهمیدند که از حدود ساعت 19:00 یک شبکه ماهواره ای شروع کرده به پخش زندگی وی!

شکی نیست که وی یکی از پایه های مهم حکومت بود: یکی از پایه های هراسی که در صورت پدرم در روزهای ناامن سال 3717 می دیدم؛ یکی از پایه های خشونت، کشتار و ارعاب و فراری دادن هم میهن هایش و خانواده هایشان که عقیده ای متفاوت از عقیده وی و همسنگرانش داشتند؛ یکی از پایه های جنگی مزمن و وطن فرسا با یک میلیون کشته و معلول که جیب وی را پر کرد، یکی از پایه های نابرابری و بی عدالتی نسبت به فرهنگها و اقوام گوناگون کشور و حتی جهان؛ یکی از بنیانگذاران طبقه بندی جامعه به "خیلی خودی"، "خودی" و خس و خاشاک. و صد البته که اسناد محرمانه آینده بقیه حقایق را در مورد این پایه مهم یکی از مخوف ترین استبدادها بیشتر از قبل روشن خواهد کرد.

به گفته ی یکی دیگر از پایه های "حقیر" آنچه در بالا اشاره شد، سرنوشت همه مسوولین همین است: به دست آلودگی خود ساخته هلاک شوند! از حق نباید گذشت: اهر پس از چند نوبت تحقیر مردمی در انتخابات های سالهای قبل شاید به خود آمد، شاید فهمید یا شاید کثیف تر از پیش فقط سعی کرد با تظاهر رای جمع کند: برای انتخاباتی که هرگز در آن راه داده نشد به خاطر دستور یک همسنگر "حقیر"!

هر چه بود، رفتارش در سالهای اخیر به ویژه سال سبز، زندگی افراد بسیاری را از تباهی رهانید. این رفتار "کج دار و مریز" وی موجب شد که حداقل مرگش باعث جشن و سرور نشود و به قول مردم مرگش باعث ترس شود: بد رفت و بدتر ماند.

حالا آلودگی هوا مانده و عده زیادی از افراد "خیلی خودی" که از قضای روزگار جزو اقشار حساس جامعه هستند: یا باید نفس نکشند یا این که هوای آلوده خود ساخته را در سلولهایشان پمپ کنند! لطفا با خودروی شخصی و تک سرنشین در شهر برانید!!؟

|+| نوشته شده در یکشنبه ۲۶ دی ۱۳۹۵ساعت ۱۰:۵۴ توسط کیقباد بهدین نظر(0)
بالا