X
تبلیغات
نوشته های کیقباد بهدین
نوشته های کیقباد بهدین
وارد خانه می شود. همه چیز عادی به نظر می رسد. همسرش کمی مضطرب است. تازه ازدواج کرده اند. همسرش به او می گوید: من خیلی تو رو دوست دارم و می خوام که همیشه هر دوتامون سالم و سرحال باشیم. او پاسخ می دهد: «منظورت چیه؟ من هم تو رو دوست دارم.» همسر می گوید: اگر آدم خودش رو چکاپ بکنه، خوبه، مگه نه؟ او می گوید: آره ولی چکاپ چی؟ ما که خیلی جوون هستیم. همسرش می گوید: چکاپ ایدز! فکرش رو بکن بدون این که خون بدیم، بدون این که کسی بفهمه، توی خونه با یک آزمایش آسون خیالمون راحت می شه. نظرت چیه؟
برچسب‌ها: OraQuick,ایدز,

ادامه مطلب
|+| نوشته شده در دوشنبه ۱ آبان ۱۳۹۱ساعت ۱۳:۵۷ توسط کیقباد بهدین نظر(0)
در فرودگاه بودم. کارت شناسایی خودم را جهت احراز هویت به پرسنل انتظامی فرودگاه دادم. از من پرسید: «زرتشتی هستی؟» جواب دادم: «ایرانی هستم» دوباره با لبخندی دوستانه پرسید «نه فقط برای اطلاعات خودم می خوام بدونم، دینت چیه؟» با لبخندی دوستانه تر پاسخ دادم: «انسانیت» این هموطن من گفت «آفرین. از جوابت حال کردم.» البته مشکل ما این کنجکاوی دوست جوانم نیست بلکه مشکل جای دیگری ست.
ادامه مطلب
|+| نوشته شده در دوشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۱ساعت ۰۹:۰۰ توسط کیقباد بهدین نظر(0)

آقای الف ساعت 8 صبح از خانه خارج می شود و کیسه زباله خود را کنار درخت نزدیک در می گذارد. دوباره سوار خودرو گران قیمت خود می شود و باقیمانده سیبی که گاز زده بود را وسط خیابان پرت می کند و در مسیر خلاف (ورود ممنوع) خودرو خود را پیش می راند. گاز ماشین را طوری فشار می دهد که زودتر از دانش آموزی که به خط کشی خیابان نزدیک می شود از خیابان بگذرد. سیگارش را روشن می کند و برخوردش با مشتریان اثری از احترام ندارد. اگر آقای الف جامعه ما را ترک کند و از آن بیرون برود، جامعه چیزی از دست می دهد؟


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در سه شنبه ۱۸ مهر ۱۳۹۱ساعت ۰۱:۳۲ توسط کیقباد بهدین نظر(0)
بالا