X
تبلیغات
نوشته های کیقباد بهدین
نوشته های کیقباد بهدین

فرزاد به من تلفن زد و گفت: «قشم میای ؟» گفتم: «آره!» گفت:«اصلا معلوم نیست چه جوری بریم. شاید با اتوبوس با قطار یا یک قسمت با قطار یک قسمت با ماشین. هیچی معلوم نیست. میای؟» جواب دادم: «همه جوره هستم.» گفت که دونگش مبلغ زیادی می شه. گفتم: « می دونم. من در هر شرایطی میام.» فرزاد که سرپرست برنامه بود با خنده گفت: « دونگ یه نفر دیگه رو هم می دی؟» با تعجب پاسخ دادم: « باید بیشتر راجع به اون صحبت کنیم؛ شاید بشه!!»


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در یکشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۱ساعت ۱۰:۲۷ توسط کیقباد بهدین نظر(0)
بالا