X
تبلیغات
نوشته های کیقباد بهدین
نوشته های کیقباد بهدین

پس از ورود به خاک ژاپن به عبارت دیگر گذر از پلیس گذرنامه، نخستین صحنه ای که مرا تحت تاثیر قرار داد این بود: سه چمدان ما روی زمین، پشت خط زرد کنار تسمه نقاله بار به ترتیب قد با دستگیره های رو به بالا (آماده حمل) گذاشته شده بودند. همسرم با تعجب گفت: «چمدونهای ما رو؟ کی اونها رو اینقدر منظم و خوب چیده؟» و پلیس گمرک فقط به ما گفت:« آیا همه چمدانهایتان را برداشته اید؟ چیزی جا نگذاشته اید؟»


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در چهارشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۹۲ساعت ۱۲:۵۴ توسط کیقباد بهدین نظر(0)
اندکی پس از خط پایان مسابقه دو ماراتون شهر بوستون آمریکا مشغول تهیه گزارشی از سازمان دهی فوق العاده عالی افراد داوطلب افتخاری برای برگزاری این رویداد مهم به عنوان یک پروژه دبیرستان بودم. مصاحبه ام با دونده ای که چند لحظه پیش از خط پایان رد شد تمام گشت همینطور که دوربین را می چرخاندم روی صحنه رقص شادمانه یک دختر ده ساله در دو سه متری خود دوربین را نگه داشتم. او هم متوجه شد و کاملا رو به دوربینم کرد.
ادامه مطلب
|+| نوشته شده در یکشنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۲ساعت ۱۲:۵۹ توسط کیقباد بهدین نظر(0)
بالا