X
تبلیغات
نوشته های کیقباد بهدین
نوشته های کیقباد بهدین
روز ششم بهمن بود. دور آتش جشن سده گرد آمده بودیم. در دلم روی به آتش، خدای بی همتا را می ستودم. آتش بیشتر زبانه کشید و چون گرمای آن زیاد شد روی به عقب برگرداندم که فاصله ام را بیفزایم. چراغهای آژیر و یک نفر که با لباس آتش نشانی وارد حیاط دبستان گیو می شد، نظرم را جلب کرد.
ادامه مطلب
|+| نوشته شده در دوشنبه ۲۳ دی ۱۳۹۲ساعت ۱۵:۲۶ توسط کیقباد بهدین نظر(0)
بالا