X
تبلیغات
نوشته های کیقباد بهدین
نوشته های کیقباد بهدین

مهدی از تماشای این همه شکوه و زیبایی، دلش به درد می آمد. این مملکت متعلق به تمام فرانسوی ها بود و انگار همه آن ها در عظمت و پیشرفت آن سهمی داشتند و اهمیتی. برخلاف مملکت او که در آن همه چیز به نام یک نفر، برای یک نفر و تحت اختیار یک نفر بود.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در شنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۶ساعت ۰۷:۵۹ توسط کیقباد بهدین نظر(0)

گاهی خدا اطاعت می طلبد. اما گاهی هم مایل است اراده ی ما را بیازماید و ما را به مبارزه فرا می خواند تا عشقش را درک کنیم. وقتی دیوارهای شهر فرو ریخت، ما اراده ی او را درک کردیم: دیوارهای فرو ریخته، افق را بر ما گشود و به هر یک از ما اجازه داد قابلیت های خود را ببیند. ما از تفکر درباره ی زندگی دست کشیدیم، به جای آن زندگی کردیم.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در دوشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۶ساعت ۰۸:۵۷ توسط کیقباد بهدین نظر(0)

کسی تردید ندارد که ولفگانگ آمادئوس موتسارت نابغه ی بدون بدیل موسیقی کلاسیک به شمار می آید. روانشاد نوربرت الیاس جامعه شناس کهنه کار آلمانی از دید جامعه شناسی، ابعاد شناختی زندگی موتسارت را به عنوان یک نابغه در جامعه قرن 18 و تحت تسلط حکومت های خودکامه اروپا در آن زمان به صورت کاملا مستند بررسی کرده است. مطالعه این کتاب از این جهت جالب خواهد بود که شرایط کنونی ایران و برخی کشورهای دیگر شباهت زیادی به اروپای قرن 18 دارد.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در شنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۶ساعت ۰۹:۱۷ توسط کیقباد بهدین نظر(0)
پس از مدتها یک نامه از یکی از اقوام عزیزم دریافت کردم که به تاثیر مثبت برخی کتابهایی که خوانده بود در زندگی و کارش تاکید کرده بود و من در پاسخ به نامه لذت بخش وی چند کتاب معرفی کردم که گفتم شاید شما هم دوست داشته باشید بیشتر کتاب بخوانید.
ادامه مطلب
|+| نوشته شده در دوشنبه ۱۱ مرداد ۱۳۹۵ساعت ۱۲:۱۹ توسط کیقباد بهدین نظر(0)
او از باد و آتش آفریده شد، نه روی زمین بلکه در فاصله ای حدود ده کیلومتر بالاتر از زمیناو پر از نور خورشید و هواستمی تواند درفاصله ده کیلومتری زمین خود را نگه دارد و حتی کم و بیش دورتر برود.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در شنبه ۱۲ تیر ۱۳۹۵ساعت ۱۱:۰۴ توسط کیقباد بهدین نظر(0)

هیچ وقت فکر نمی کردم باز بشناسمش. آخرین بار کنار دریاچه دیده بودمش. خیلی زیباست: اون لباس سپید آرامش و وقارش رو بیشتر به رخ می کشه. با وجود همه سردی ها و سختی ها اصلا تشنه و گرسنه نشون نمی ده. با حوصله داره بقیه رو تماشا می کنه: همون بقیه-ای که سر یه لقمه نون کم مونده بود همدیگر رو تکه پاره کنند. با نگاه اونها رو دنبال می کنه اما اثری از طمع در حرکات و نگاهش دیده نمی شه. خیلی بزرگتر از اونی هست که هیکل کوچک و ظریفش نشون می ده. 

امروز با یک قرص نون اومدم دیدنش: به دیدن کسی که پس از سیری طمع ورزان و آزمندان با لذت و متانت در کنار من انحناهای گردن زیباش رو حرکت می داد وبه تکه های نونی که برای او آورده بودم، نوک می زد و من لذت می بردم. دوباره برای سلام گفتن به تو خواهم آمد. قرار ما فردا عصر همین جا کنار دریاچه!

|+| نوشته شده در سه شنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۳ساعت ۱۰:۴۹ توسط کیقباد بهدین نظر(0)

با گذر زمان

با گذر زمان ، میرود، همه چیز از یاد میرود
و فراموش می کنیم چهره ها و صداهارا
و قلب را که دیگر نمی طپد
دیگر زحمت جستجو در دوردستها را به خود نمی دهیم
رها می کنیم ، و این بسیار بهتر است

با گذر زمان ، میرود، همه چیز از یاد میرود
کسی که دوستش داشتم،کسی که در زیر باران به دنبالش گشتم
کسی که به گمانم در نگاهی شناختم
در میان خطوط ،در میان کلمات، زیرآرایش ها
و در میان عهدی دروغین که در آن شب بستیم
با گذر زمان همه چیز محو می شود.

با گذر زمان ، میرود، همه چیز از یاد میرود
حتی شیرین ترین خاطرات
که بسیار برایمان جالب بودند
در آن مغازه کوچک،در میان شعاعهای مرگ می گردم
  همان غروب شنبه ای که محبت مرا تنها رهایم کرد.


با گذر زمان ، میرود، همه چیز از یاد میرود
کسی که بی هیچ دلیلی تمام باورم بود
کسی که به او گوهر دادم و چیزهای بیخود
و کسی که روحم را به خاطرش به پشیزی فروختم
و کسی که در پی اش مانند یک سگ دویدم
با گذر زمان همه چیز می رود
با گذر زمان همه چیز بهتر می شود


با گذر زمان ، میرود، همه چیز از یاد میرود
و ما فراموش می کنیم احساسات و صدای کسانی را که
با بیچارگی به ما می گفتند:"زیاد دیر برنگرد،از همه مهمتر مواظب باش سرمانخوری."
با گذر زمان ، میرود، همه چیز از یاد میرود
و همچون یک اسب خسته احساس پیری می کنیم
و در تختخواب سرنوشت شوم احساس سرما می کنیم
واحساس تنهایی     که شاید احساس راحت تری ست
و احساس فریب خوردگی برای تمام سالیان از دست رفته
و اینگونه است
که با گذر زمان دیگر عشق نمی ورزیم، عشق نمی جوییم


با سپاس از Arc en ciel که برگردان فارسی این آواز زیبای فرانسوی با صدای Leo Ferre را در سایت lyricstranslate گذاشته است.

|+| نوشته شده در سه شنبه ۱۸ شهریور ۱۳۹۳ساعت ۲۲:۴۱ توسط کیقباد بهدین نظر(0)

خاطرات واقعی انسانها همواره بسیار دلچسب تر است زیرا با همه وجود می توان واقعی بودن آن را احساس کرد. این گونه کتابها اگرچه فاقد عنصر تخیل است و برای خوانندگان رمان کم جاذبه است اما تبدیل دستخط دکتر قاسم غنی به کتاب کاری مهم به لحاظ تاریخی و شاید ادبی و درسی بزرگ برای سیاستمداران و صاحبان قدرت و نیز مردم است.



ادامه مطلب
|+| نوشته شده در سه شنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۳ساعت ۲۳:۰۸ توسط کیقباد بهدین نظر(0)
وقتی که به آسمان می نگرم، دلم می خواهد به خالق این همه زیبایی بگویم که:
ادامه مطلب
|+| نوشته شده در دوشنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۲ساعت ۱۲:۱۹ توسط کیقباد بهدین نظر(0)
مثل برف نوک قله
مثل جادوی دماوند
مثل فانوس تو ساحل
مثل یک ابر سفید پر بارون
مثل شنهای افق گرم و فریبا
مثل رود ته دره
پر غوغا و تکاپو
مثل اون ستاره
پر نور و امیدی
توی ذهنم
تو وجودم
توی گوشم
تو نگاهم
تو دل و چشم من هستی
همیشه پیش من هستی
|+| نوشته شده در دوشنبه ۴ آذر ۱۳۹۲ساعت ۰۹:۰۸ توسط کیقباد بهدین نظر(0)
سخنان استاد گرانقدرم جناب آقای دکتر سهامی هنوز در گوشم هست: «بعد از هشت نه سالگی دیگه فقط دکور شخصیت فرد رو میشه تغییر داد و شخصیتش شکل گرفته» یا سخن آموزگار خوبم جناب آقای کورش سپهری : «اخلاقی که ماما می آره مُرده شور می بره».
ادامه مطلب
|+| نوشته شده در یکشنبه ۶ اسفند ۱۳۹۱ساعت ۱۴:۱۰ توسط کیقباد بهدین نظر(0)

دریاچه به من می گفت: «بیا و در من شنا کن. شنا کردنِ تو نجات من است.» من به او می گفتم: «تو سردی! آفتاب گرمتر است.» او می گفت: «اگر تو مرا از یخ زدگی دور نگه داری، در روزهای سرد، من از خشکی گرمتر می مانم و تو را گرم نگه می دارم.» من دستم را جلوی دهانم می گرفتم تا او پوزخند مرا نبیند و به او بی اعتنا بودم.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در سه شنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۱ساعت ۰۹:۵۷ توسط کیقباد بهدین نظر(0)
جادویی بی پایان
زیباییِ جاویدان
نگاهی که به چشم
                          نمی نشیند
                                         در دل خانه دارد.
چشمهای قهوه ای تو
از روز نخست
دلکش تر
گیراتر
مرا فرا گرفته است.

فکر، روح، دل، جسم،
من بی تو:
              هیچ ندارم
                           هیج نیستم.
|+| نوشته شده در سه شنبه ۱۹ دی ۱۳۹۱ساعت ۱۶:۰۰ توسط کیقباد بهدین نظر(0)

آن را با هزار امید و آرزو خریدم. یعنی وقتی آن را دیدم فکر کردم، به آرزویم نزدیک شده ام. شاید خرید آن نخستین نشانه ی رسیدن به رویایم باشد. نشانه ها را نمی توان دستکم گرفت. در بسیاری از لحظات زندگی همین نشانه ها، راه زندگی ام را تعیین کردند:


برچسب‌ها: www.kziran.com,

ادامه مطلب
|+| نوشته شده در یکشنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۱ساعت ۱۴:۳۱ توسط کیقباد بهدین نظر(2)
کتاب « در غرب خبری نیست » نوشته اریش ماریا رمارک نویسنده آلمانی ست که در جنگ جهانی اول به خدمت زیر پرچم فرا خوانده شد و در جبهه غرب آلمان مجبور به جنگیدن و کشتن انسانهای دیگر شد؛ انسانهایی که اصلاً آنها را نمی شناخت.
ادامه مطلب
|+| نوشته شده در چهارشنبه ۲۸ دی ۱۳۹۰ساعت ۱۸:۴۸ توسط کیقباد بهدین نظر(0)

-          آدمهایی که اراده عظیمی دارند معمولاً منزوی هستند.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در دوشنبه ۷ آذر ۱۳۹۰ساعت ۱۶:۰۶ توسط کیقباد بهدین نظر(0)

شما چند بار در روز نیایش می کنید؟ چه زمانی از ساعتهای بیداری خود را به تمرکز بر نیروی آفریننده هستی اختصاص می دهید؟ آیا نیایش فقط به مفهوم بر زبان راندن یک سری کلمات در مدح پروردگار است یا معنای دیگری دارد؟


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در دوشنبه ۱۸ مهر ۱۳۹۰ساعت ۱۳:۵۷ توسط کیقباد بهدین نظر(0)
رُهام بهمنش چندی پیش در کانادا یک کار جدید از موسیقی را به روی صحنه برد که آفرین گویی همگان را برانگیخت.
ادامه مطلب
|+| نوشته شده در یکشنبه ۲ مرداد ۱۳۹۰ساعت ۱۳:۵۲ توسط کیقباد بهدین نظر(0)
بالا