X
تبلیغات
نوشته های کیقباد بهدین
نوشته های کیقباد بهدین

داشتم کفشم را به پا می کردم که از خانه به قصد پایانه جنوب بیرون بروم. دختر بزرگم از من پرسید: «پدر! چه حسی داری که داری می ری دنا؟» رو به او پاسخ دادم: « خیلی شادم ولی کمی هم می ترسم.» سوال کرد: « می ترسی به قله نرسی؟» پاسخ دادم: «نه! قله برایم مهم نیست! می ترسم باعث اذیت دوستانم شوم.»


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در جمعه ۷ تیر ۱۳۹۲ساعت ۲۳:۱۱ توسط کیقباد بهدین نظر(0)
هیچ باورم نمی شد. دوباره نگاه کردم. فرزانگان یک منطقه شش و روبه روی آن نوشته: قبول.
ادامه مطلب
|+| نوشته شده در یکشنبه ۱۲ خرداد ۱۳۹۲ساعت ۱۶:۴۱ توسط کیقباد بهدین نظر(0)
چکیده: دبستان گیو در سال 1326 توسط نیک اندیشان بهدین و به نام انجمن زرتشتیان تهران  ساخته شده و تا سال 1357 توسط انجمن اداره می شده است.
ادامه مطلب
|+| نوشته شده در چهارشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۲ساعت ۱۲:۲۹ توسط کیقباد بهدین نظر(0)

زنان ایران مایه افتخار میهن

در لابی هتل نشسته بودم و منتظر اتوبوس.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در چهارشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۲ساعت ۱۲:۲۹ توسط کیقباد بهدین نظر(0)

1-      به اشتها داشتن یا نداشتن کودک احترام بگذارید (یعنی به زور به او غذا ندهید).

2-      در زمانهای خاصی نسبت به سرو صبحانه و ناهار و شام و عصرانه در خانه اقدام کنید اما با خوراکها و میوه ها و سبزیجات گوناگون با اشکال یا در ظروف  چشم نواز.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در چهارشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۲ساعت ۱۲:۲۹ توسط کیقباد بهدین نظر(0)

پس از ورود به خاک ژاپن به عبارت دیگر گذر از پلیس گذرنامه، نخستین صحنه ای که مرا تحت تاثیر قرار داد این بود: سه چمدان ما روی زمین، پشت خط زرد کنار تسمه نقاله بار به ترتیب قد با دستگیره های رو به بالا (آماده حمل) گذاشته شده بودند. همسرم با تعجب گفت: «چمدونهای ما رو؟ کی اونها رو اینقدر منظم و خوب چیده؟» و پلیس گمرک فقط به ما گفت:« آیا همه چمدانهایتان را برداشته اید؟ چیزی جا نگذاشته اید؟»


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در چهارشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۹۲ساعت ۱۲:۵۴ توسط کیقباد بهدین نظر(0)
اندکی پس از خط پایان مسابقه دو ماراتون شهر بوستون آمریکا مشغول تهیه گزارشی از سازمان دهی فوق العاده عالی افراد داوطلب افتخاری برای برگزاری این رویداد مهم به عنوان یک پروژه دبیرستان بودم. مصاحبه ام با دونده ای که چند لحظه پیش از خط پایان رد شد تمام گشت همینطور که دوربین را می چرخاندم روی صحنه رقص شادمانه یک دختر ده ساله در دو سه متری خود دوربین را نگه داشتم. او هم متوجه شد و کاملا رو به دوربینم کرد.
ادامه مطلب
|+| نوشته شده در یکشنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۲ساعت ۱۲:۵۹ توسط کیقباد بهدین نظر(0)

فرزاد به من تلفن زد و گفت: «قشم میای ؟» گفتم: «آره!» گفت:«اصلا معلوم نیست چه جوری بریم. شاید با اتوبوس با قطار یا یک قسمت با قطار یک قسمت با ماشین. هیچی معلوم نیست. میای؟» جواب دادم: «همه جوره هستم.» گفت که دونگش مبلغ زیادی می شه. گفتم: « می دونم. من در هر شرایطی میام.» فرزاد که سرپرست برنامه بود با خنده گفت: « دونگ یه نفر دیگه رو هم می دی؟» با تعجب پاسخ دادم: « باید بیشتر راجع به اون صحبت کنیم؛ شاید بشه!!»


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در یکشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۱ساعت ۱۰:۲۷ توسط کیقباد بهدین نظر(0)
سخنان استاد گرانقدرم جناب آقای دکتر سهامی هنوز در گوشم هست: «بعد از هشت نه سالگی دیگه فقط دکور شخصیت فرد رو میشه تغییر داد و شخصیتش شکل گرفته» یا سخن آموزگار خوبم جناب آقای کورش سپهری : «اخلاقی که ماما می آره مُرده شور می بره».
ادامه مطلب
|+| نوشته شده در یکشنبه ۶ اسفند ۱۳۹۱ساعت ۱۴:۱۰ توسط کیقباد بهدین نظر(0)

وقتی بدانی انسان چگونه موجودی ست راحت تر زندگی می کنی. وقتی می دانی آدمی به طور کلی دارای غریزه جنگ هستند، رفتارهای توهین آمیز قابل تحمل تر می شود. کسانی که زورگو نیستند غریزه پیکارجویی خود را سرکوب کرده اند و بسیار کم هستند موجوداتی که بتوانند این غریزه را در خود ضعیف سازند. یادم می ماند که غریزه ها نمی میرند و فقط سرکوب می شوند. اگر کسی که تا دیروز از روی قانون رفتار می کرد امروز از روی قدرتی که یافته، به ضوابط تن در نمی دهد، درک می کنم که غریزه پیکار در او دوباره از زیر خاکستر زبانه کشیده و از موجودی با غریزه جنگ توقع رفتار دوستانه و درست نمی توان داشت. به همه انسانها حق می دهم که بر پایه غرایز خود عمل کنند، آنها هم جانورانی غریزی باید محسوب شوند. فرق این است که جانورها غریزه ای برای به رخ کشیدن تفریحی قدرت ندارند. جانوران برای جفت یابی، حفظ محدوده و امنیت و در زمان گرسنگی بر سر خوراک با هم در می افتند اما هرگز برای تفریح یا برای عقده های روانی به جنگ نمی پردازند.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در سه شنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۱ساعت ۱۵:۰۶ توسط کیقباد بهدین نظر(0)

دریاچه به من می گفت: «بیا و در من شنا کن. شنا کردنِ تو نجات من است.» من به او می گفتم: «تو سردی! آفتاب گرمتر است.» او می گفت: «اگر تو مرا از یخ زدگی دور نگه داری، در روزهای سرد، من از خشکی گرمتر می مانم و تو را گرم نگه می دارم.» من دستم را جلوی دهانم می گرفتم تا او پوزخند مرا نبیند و به او بی اعتنا بودم.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در سه شنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۱ساعت ۰۹:۵۷ توسط کیقباد بهدین نظر(0)

تردیدی وجود ندارد که «سلامت مینوی» نقش بزرگی در شفای بیماران در امروز و فردای دنیای پزشکی ایفا می کند. به عبارت دیگر، دستگاه ایمنی و کارکرد سایر اجزای بدن به گونه ای تحت تاثیر عوامل غیرمادی، روحیات و حالات ذهنی و روانی فرد دچار تغییر و دگرگونی می شوند. روش این تاثیرگذاری تا حدودی با بررسی فیزیولوژی دستگاه عصبی و غدد درون ریز قابل درک است اما هنوز بخشهایی از آن بر دانش محدود آدمی آشکار نشده است.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در سه شنبه ۲۶ دی ۱۳۹۱ساعت ۱۰:۳۴ توسط کیقباد بهدین نظر(0)
جادویی بی پایان
زیباییِ جاویدان
نگاهی که به چشم
                          نمی نشیند
                                         در دل خانه دارد.
چشمهای قهوه ای تو
از روز نخست
دلکش تر
گیراتر
مرا فرا گرفته است.

فکر، روح، دل، جسم،
من بی تو:
              هیچ ندارم
                           هیج نیستم.
|+| نوشته شده در سه شنبه ۱۹ دی ۱۳۹۱ساعت ۱۶:۰۰ توسط کیقباد بهدین نظر(0)
زمینه: در بهمن ماه 1386 یک رسانه دیجیتال زرتشتی به نام برساد در دامنه اینترنتی www.berasad.com پا به عرصه وجود نهاد. این رسانه در صفحه نخست خود بیش از هر نامی، «رشید شهرت» را در خود جای داده است. صاحب امتیاز دامنه ثبت شده www.berasad.com یک شرکت واسطه استرالیایی است که کارش حفاظت از اطلاعات مربوطه و مانند آن است. صاحب امتیاز دامنه ثبت شده www.berasad.ir آقای محسن فیروزمندان هستند.
ادامه مطلب
|+| نوشته شده در یکشنبه ۳ دی ۱۳۹۱ساعت ۱۰:۲۷ توسط کیقباد بهدین نظر(0)

شما فکر می کنید مهمترین عاملی که باعث کاهش یافتن کیفیت آموزشی مدارس انجمن زرتشتیان تهران طی بیست سال گذشته شده یا می شود، چیست؟ چرا یکی دو سال است که کیفیت رو به بهبود نهاده است؟ شاید نگاهی به تاریخ بتواند کمک کننده باشد. با هم به دوران قهقرای کیفیت این مدارس در ابتدای دهه 1340 نگاه می کنیم و به کارهایی که به اوج گرفتن دوباره آنها در اواسط و انتهای دهه 1340 انجامیده می پردازیم و می بینیم که تمرکز و توجه چه نقش بزرگی در افزایش کیفیت و باقی ماندن آن دارد.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در سه شنبه ۲۸ آذر ۱۳۹۱ساعت ۰۹:۲۲ توسط کیقباد بهدین نظر(0)
هر کسی در هر سن رویایی در سر دارد. خواه، ناخواه، این رویا یا رویاها مهمترین انگیزه های فعالیت های هر فردی به شمار می آید. فراموشی یا از بین رفتن هر رویا به سادگی هر فرد را در معرض مخاطرات گوناگون اجتماعی، خانوادگی و فردی قرار می دهد یا حداقل این که زندگی وی را به ورطه بی فایدگی و سکون می اندازد. پس خیلی مهم است که بدانیم چه می شود که رویایمان را فراموش می کنیم یا چه می شود که رویایمان را می کشیم و از بین می بریم.
ادامه مطلب
|+| نوشته شده در دوشنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۱ساعت ۰۸:۵۹ توسط کیقباد بهدین نظر(0)

کلوتهای کویر لوت یکی از جذاب ترین دیدنی های توریستی و طبیعی ایران و شاید جهان به شمار می آید، برای دیدن آن ها باید از راه شهداد در استان کرمان استفاده کنید.

کلوت یک اصطلاح با ریشه بلوچی است و به آن دسته از عوارض سطح زمین گفته می شود که با فرسایش باد و باران به شکل خانه، کاشانه و خلاصه به مانند دست ساخته بشر درآمده در حالی که ساخته طبیعت است.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در سه شنبه ۷ آذر ۱۳۹۱ساعت ۱۱:۴۹ توسط کیقباد بهدین نظر(0)

آن را با هزار امید و آرزو خریدم. یعنی وقتی آن را دیدم فکر کردم، به آرزویم نزدیک شده ام. شاید خرید آن نخستین نشانه ی رسیدن به رویایم باشد. نشانه ها را نمی توان دستکم گرفت. در بسیاری از لحظات زندگی همین نشانه ها، راه زندگی ام را تعیین کردند:


برچسب‌ها: www.kziran.com,

ادامه مطلب
|+| نوشته شده در یکشنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۱ساعت ۱۴:۳۱ توسط کیقباد بهدین نظر(2)
وارد خانه می شود. همه چیز عادی به نظر می رسد. همسرش کمی مضطرب است. تازه ازدواج کرده اند. همسرش به او می گوید: من خیلی تو رو دوست دارم و می خوام که همیشه هر دوتامون سالم و سرحال باشیم. او پاسخ می دهد: «منظورت چیه؟ من هم تو رو دوست دارم.» همسر می گوید: اگر آدم خودش رو چکاپ بکنه، خوبه، مگه نه؟ او می گوید: آره ولی چکاپ چی؟ ما که خیلی جوون هستیم. همسرش می گوید: چکاپ ایدز! فکرش رو بکن بدون این که خون بدیم، بدون این که کسی بفهمه، توی خونه با یک آزمایش آسون خیالمون راحت می شه. نظرت چیه؟
برچسب‌ها: OraQuick,ایدز,

ادامه مطلب
|+| نوشته شده در دوشنبه ۱ آبان ۱۳۹۱ساعت ۱۳:۵۷ توسط کیقباد بهدین نظر(0)
در فرودگاه بودم. کارت شناسایی خودم را جهت احراز هویت به پرسنل انتظامی فرودگاه دادم. از من پرسید: «زرتشتی هستی؟» جواب دادم: «ایرانی هستم» دوباره با لبخندی دوستانه پرسید «نه فقط برای اطلاعات خودم می خوام بدونم، دینت چیه؟» با لبخندی دوستانه تر پاسخ دادم: «انسانیت» این هموطن من گفت «آفرین. از جوابت حال کردم.» البته مشکل ما این کنجکاوی دوست جوانم نیست بلکه مشکل جای دیگری ست.
ادامه مطلب
|+| نوشته شده در دوشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۱ساعت ۰۹:۰۰ توسط کیقباد بهدین نظر(0)
بالا