X
تبلیغات
نوشته های کیقباد بهدین
نوشته های کیقباد بهدین
در فرودگاه بودم. کارت شناسایی خودم را جهت احراز هویت به پرسنل انتظامی فرودگاه دادم. از من پرسید: «زرتشتی هستی؟» جواب دادم: «ایرانی هستم» دوباره با لبخندی دوستانه پرسید «نه فقط برای اطلاعات خودم می خوام بدونم، دینت چیه؟» با لبخندی دوستانه تر پاسخ دادم: «انسانیت» این هموطن من گفت «آفرین. از جوابت حال کردم.» البته مشکل ما این کنجکاوی دوست جوانم نیست بلکه مشکل جای دیگری ست.
ادامه مطلب
|+| نوشته شده در دوشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۱ساعت ۰۹:۰۰ توسط کیقباد بهدین نظر(0)

آقای الف ساعت 8 صبح از خانه خارج می شود و کیسه زباله خود را کنار درخت نزدیک در می گذارد. دوباره سوار خودرو گران قیمت خود می شود و باقیمانده سیبی که گاز زده بود را وسط خیابان پرت می کند و در مسیر خلاف (ورود ممنوع) خودرو خود را پیش می راند. گاز ماشین را طوری فشار می دهد که زودتر از دانش آموزی که به خط کشی خیابان نزدیک می شود از خیابان بگذرد. سیگارش را روشن می کند و برخوردش با مشتریان اثری از احترام ندارد. اگر آقای الف جامعه ما را ترک کند و از آن بیرون برود، جامعه چیزی از دست می دهد؟


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در سه شنبه ۱۸ مهر ۱۳۹۱ساعت ۰۱:۳۲ توسط کیقباد بهدین نظر(0)
تیم ملی والیبال ژاپن در ورزشگاه پر از تماشاگران ایرانی در تهران در حالی که یک ست را باخته، در ست دوم سه امتیاز از بازیکنان تیم ملی والیبال ایران پیش است. بازیکنان ایرانی نگران شده اند و کمی به هم غر می زنند. بازیکنان ایران باز از حریف جلو می افتند.
ادامه مطلب
|+| نوشته شده در دوشنبه ۲۷ شهریور ۱۳۹۱ساعت ۱۵:۵۲ توسط کیقباد بهدین نظر(0)

جلسه ای که قرار بود با حضور بیست و یک نفر برگزار شود، بر پا بود. یک جلسه ای که با صحبت نوبتی همراه است؛ یعنی یک نفر با دیگر افراد گروه صحبت می کند. این جلسه از اصول ارتباط انسانی «صحبت در گروه های کوچک» باید پیروی کند تا بتواند با نتایج مثبت همراه باشد.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در دوشنبه ۲۰ شهریور ۱۳۹۱ساعت ۱۳:۴۴ توسط کیقباد بهدین نظر(0)

برای دیدن از آتشکده آذرگشسب که یکی از آثار دارای ثبت جهانی یونسکو و از میراث فرهنگی بشریت به شمار می آید، بهتر است صبح زود از زنجان به راه بیفتید.


برچسب‌ها: آتشکده آذرگشسب ,

ادامه مطلب
|+| نوشته شده در چهارشنبه ۱۵ شهریور ۱۳۹۱ساعت ۱۵:۳۹ توسط کیقباد بهدین نظر(0)

اگر از شما بپرسند کدام رویداد را می شناسید که بدون انگیزه ملی و دینی، زرتشتیان ایران را به دور هم جمع می کند چه پاسخی می دهید؟ اصولاً فکر می کنید چه انگیزه ای می تواند پس از هویت میهنی و دینی، زرتشتیان ایران را به دور هم جمع کند؟ آیا این انگیزه می تواند یک گردهمایی سه، چهار یا پنج روزه را گرم نگه دارد؟


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در دوشنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۱ساعت ۱۶:۵۱ توسط کیقباد بهدین نظر(0)
از سال 1357، آموزشگاه های انجمن زرتشتیان تهران پس از حدود نیم قرن اداره موفق آن به صورت غیردولتی (ملی) به مدارس دولتی تبدیل شدند. انگیزه هایی که باعث شد طی 33 سال گذشته انجمن در صدد در دست گرفتن دوباره اداره این مدارس نباشد را بررسی می کنیم:
ادامه مطلب
|+| نوشته شده در دوشنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۱ساعت ۱۶:۴۴ توسط کیقباد بهدین نظر(0)
می خواستم سوار خودرو شخصی خود بشوم و به خانه برگردم. دیدم در باک بنزین شکسته شده، فیلتر ورودی آن سوراخ گشته و مقادیری بنزین از باک بنزین خورو ربوده شده است.
ادامه مطلب
|+| نوشته شده در دوشنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۱ساعت ۱۶:۴۲ توسط کیقباد بهدین نظر(0)

داستان بازدید از دبیرستان غیردولتی فیروزبهرام

رو به روی دبیرستان ایستاده ام. عجب ساختمان کهن ولی زیبایی. روی تابلوی آن نوشته: دبیرستان غیردولتی فیروزبهرام. متعلق به انجمن زرتشتیان تهران. تاسیس 1315. آری آمده ام که پسرم را نامنویسی کنم. امسال به کلاس اول دبیرستان می رود.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در پنجشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۱ساعت ۰۲:۴۰ توسط کیقباد بهدین نظر(0)
در سال 1374، یکی از همکیشان که دبیر بازنشسته هستند پس از مراجعات مکرر به ادارات آموزش و پرورش، مجوز تاسیس دبیرستان غیرانتفاعی دخترانه دریافت می کنند. ایشان همزمان با دو تن از هم دوره ای های خود موفق به این کار می شوند. آن دو تن هم اکنون مجتمع غیردولتی موفقی در سطح تهران دارند.
ادامه مطلب
|+| نوشته شده در شنبه ۱۳ خرداد ۱۳۹۱ساعت ۱۲:۴۰ توسط کیقباد بهدین نظر(0)

به قلم بیورن لومبرگ رییس مرکز همکاری کپنهاگ و استادیار دانشکده بازرگانی کپنهاک

اگر 75 میلیارد دلار آمریکا پول داشتید که قرار بود با صرف آن طی چهار سال به پیشبرد رفاه انسانها، به ویژه در جهان در حال توسعه، کمک کنید، چگونه می توانستید از این بودجه بهترین بهره برداری را انجام دهید؟


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در شنبه ۶ خرداد ۱۳۹۱ساعت ۱۴:۵۷ توسط کیقباد بهدین نظر(1)
تالار شهر پر از جمعیت است. روی صحنه یک میز قرار دارد. یک کاسه بزرگ ماست را مجری در میان میز قرار می دهد. سپس یک عدد توت فرنگی را در کاسه ماست می اندازد و دقیقاً پس از دو دقیقه آن را در می آورد.
ادامه مطلب
|+| نوشته شده در جمعه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۱ساعت ۱۴:۱۸ توسط کیقباد بهدین نظر(1)

یکی از اساتید روانپزشکی در کلاس درس در مورد «اختلالات شخصیت» صحبت می کرد. او پس از شرح چند مورد از افراد گرفتار به مشکلات شخصیتی  که در زندانهای ایالات متحده به دلیل بزهکاری حبس بودند و مورد بررسی روانپزشکی قرار گرفته بودند گفت:«شماری از اساتید روانپزشکی دنیا از جمله خود من بر این باور هستیم که باید به جای زندان، بیمارستان روانپزشکی ساخت و بزهکاران را با درمانهای گوناگون و روشهای مختلف تحت درمان قرار دارد اگر چه هم اکنون برخی از اختلالات شخصیت درمان خوبی ندارند و قابل علاج نیستند.»


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در شنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۱ساعت ۱۶:۵۲ توسط کیقباد بهدین نظر(1)

شاید استان یزد پس از استان فارس یکی از جذاب ترین مناطق گردشگری تاریخی در ایران به شمار آید.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در دوشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۱ساعت ۱۱:۵۴ توسط کیقباد بهدین نظر(1)

تاریخ منبعی برای یادگیری

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در شنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۹۱ساعت ۱۱:۴۱ توسط کیقباد بهدین نظر(0)

راه حل دشوار است ولی ارزشش را دارد

چرا برخی از افراد جامعه اهمیت آموزش را در فراهم آمدن جامعه ای بهتر در آینده درک نمی کنند؟

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در دوشنبه ۲۸ فروردین ۱۳۹۱ساعت ۱۲:۲۱ توسط کیقباد بهدین نظر(0)

اگر در آن داستان خیالی که ذکر شد من پیروز می شدم



ادامه مطلب
|+| نوشته شده در شنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۰ساعت ۱۵:۴۱ توسط کیقباد بهدین نظر(0)

داستان مسابقه:

شما پس از یک هفته رقابت انتخاباتی با یک رقیب به عنوان رییس یک جامعه برگزیده شده اید.
ادامه مطلب
|+| نوشته شده در دوشنبه ۲۲ اسفند ۱۳۹۰ساعت ۱۴:۱۲ توسط کیقباد بهدین نظر(0)
پندارنیک یکی از پایه های آیین شماست و یکی از حضایل نیک انسانی به شمار می آید و به عنوان نام دبیرستان مسلماً بهتر از نام پدر وقف کننده مدرسه می باشد و مطمئن باشید اگر آن روانشاد زنده بودند خودشان با نام پندارنیک موافق بودند.
ادامه مطلب
|+| نوشته شده در دوشنبه ۲۲ اسفند ۱۳۹۰ساعت ۱۴:۱۲ توسط کیقباد بهدین نظر(0)
سال 1363 یکی از دختران برومند مشغول تحصیل در دبیرستان انوشیروان با شجاعت تمام نامه گلایه آمیز خود را از آنچه خود، رفتار غیرمنطقی مدیر و معاون دبیرستان می داند، به انجمن زرتشتیان تهران می فرستد. نامه ای که حکایت از نجابت و نیک منشی یک دانش آموز خوب در شرایط غیرانسانی و دشوار روانی حاکم بر دبیرستان دارد.
ادامه مطلب
|+| نوشته شده در دوشنبه ۱۵ اسفند ۱۳۹۰ساعت ۱۳:۳۸ توسط کیقباد بهدین نظر(0)
بالا